برند هفته

گفتگو با سعید سروی پور خالق محصولات سرامیکی سدار

مهم نیست تحصیلات کاری را داشته باشید یا نه، اگر اراده و هدف راسخ داشته باشی با تلاش می‌توانی به خواسته‌ات برسی. سعید سروی پور فردیست است که ۱۱ سال است روی پای خودش ایستاده‌ و در حوزه تولیدات سرامیکی فعالیت می کند …

اتفاقی بود این کار…یه جرقه… میرفتم یه سری کار میفروختم…سوت سفالی رو میخریدم با یه سود خوب میفروختم.  برای شروع از میبد جنس میخریدم و در دانشگاه می فروختم. بعد دیدم گل اصلا قیمتی ندارد و ارزش افزوده ی بالایی دارد. دوستان مجسمه ساز زیادی دارم. رفتم پیش آنها و قالبگیری را یاد گرفتم. این موضوع به چهار یا پنج  سال پیش برمیگردد. جسته و گریخته در این حوزه فعالیت میکردم و با آزمون و خطا پیش می‌رفتم. سودش خوب بود، گفتم چرا خودم تولید نکنم؟!

  • کاملا با دید اقتصادی و بدون علاقه پیش رفتی؟

به قالب گیری علاقه داشتم ولی ذهنیتم کاملا سمت پول درآوردن بود. علاقه ی اصلی من موسیقی بود. فقط برای تامین مخارجم این کار را کردم. سال ۸۵ که دانشگاه سوره رفتم، مستقل شدم. از همان زمان از پدرم پول نگرفتم. خیلی کارها انجام دادم و درنهایت رسیدم به سفال و متوجه شدم که درآمدش خیلی خوب است. حدود دوسال درگیرش بودم. مشکلات زیادی در ابتدا بود: فروش نداشت، کوره نداشتم و غیره. کم‌کم رسیدم به اینکه دل را به دریا بزنم و کوره بخرم. قالب گیری را میدانستم. مدل‌ها را آماده کردم. یک سری تست بازار انجام دادم و نتیجه این بود که گلدان‌ها فروش خوبی دارند. شروع کردم. کار جدی من از دوسال پیش شروع شد. یک کارگاه در یزد گرفتم ویک سری قالب‌گیری انجام دادم ولی چون کوره نداشتم نتوانستم کارها را بپزم. وهزینه‌ی پخت برای من بسیار زیاد بود. کارگاه را برای سفال گرفته بودم ولی به سمت رزین و پلی استر رفتم. فایده‌ای نداشت. بعد از آن به تهران آمدم. تصمیم داشتم کار موسیقی ام را انجام دهم. اما از مهرماه خانه را عوض کردم، وام گرفتم و کوره خریدم. در طول دوماه به طور مداوم صبح تا شب کار کردم تا هزینه‌ی کوره دربیاید. تا دیماه قسط کوره را تمام کردم. از دیماه روی روال کار خودم افتادم.

  • برند «سدار» از این زمان شروع شد؟

دقیقا… سدار تقریبا دوماه پیش راه افتاده است. طراحی آن انجام و بعد تولید شروع شد.

  • «سدار» به چه معنیست؟

معادل انگلیسی سرو است. نام خانوادگی من سروی است. و سرو به نشانه‌ی استقامت نیز تعبیر می‌شود و در کارهای من هم بر جنبه‌ی استحکام تاکید شده است. اسم‌های مختلفی بررسی شدند. اولین مجموعه‌ام سبیل بود و می‌خواستم میرزا حسین قلی اسم‌ گذاری کنم. از این اسم شروع شد و مدام عوض شد تا رسیدم به سدار، اسمی که راحت باشد و قابلیت کارکردن برای لوگو هم داشته باشد.

  • درباره‌ی سرمایه‌ی شروع کارت توضیح میدهی؟ گویا از صفر شروع کردی.

سفال و سرامیک سرمایه‌ی اولیه‌ی زیادی نمی‌خواهد. بزرگترین سرمایه‌اش خرید کوره است. گل بسیار ارزان است با حدود چهل هزار تومان می‌توان صد کیلو گل خرید و برای کار آماده کرد. ابزرا خاصی هم لازم نیست. هزینه‌ی یک مجموعه ابزار ۱۵۰-۱۰۰ هزار تومان است. که ابزار اهمیت زیادی ندارد، مهم‌ترین قسمت کوره است. به دلیل نداشتن کوره بود که من تا مدت‌ها نتوانستم کارم را شروع کنم.

  • هزینه‌ی کوره چقدر بود؟

تقریبا شش میلیون تومان. که در چند ماه اول هزینه‌اش را درآوردم. دیگر هزینه‌ی خاصی برای این کار نداشتم.

  • البته فضا هم باید تامین بشود.

بله… من فضای زندگی و اتاقم رو برداشتم. بدون کوره با حدود ۵۰۰-۴۰۰ هزار تومان می‌توان یک کارگاه را تجهیز کرد. بقیه‌اش دیگر هنر خودت است، و اینکه چگونه کار کنی، قالبی یا با چرخ.

  • اولین فروشی که از سدار داشتی؟

با جمعه بازار شروع کردم. دفعه‌ی اول حدود ۳۰۰هزار تومان بود. البته قبل از آن به بی پولی خوردم و باید خانه را جابه‌جا میکردم، نمیدانستم چه کار کنم. پول نداشتم به کلاس‌ آوازم برم. گفتم به یزد برگردم. تصمیم گرفتم دستفروشی کنم. یک شب با دوستم رفتیم به خانه‌ی هنرمندان و چند کار فروختیم ولی فایده نداشت. رفتیم سمت سینما آزادی، و با بدبختی بساط کردیم. خوب بود. حدود ۱۵۰ هزار تومان فروختیم. پول کلاسم هم جور شد. یک بار خودم تنها رفتم پارک هنرمندان و چند ساعت بدون فروش منتظر ماندم و آواز خواندم. یکی از همین روزها دوستی را دیدم و پیشنهاد داد که به جمعه بازار بروم. صبح جمعه رفتم و با چه مشقتی یک جا دست‌وپا کردم. این‌جا کارها خوب فروش می‌رفت. امیدوار شدم. با کارهای ساده‌ام چنان درآمدی را داشتم. برای من جمعه بازار اتفاقی خوبی بود. از مغازه‌دارها سفارش گرفتم. با وجود جمعه بازار خیالم راحت بودم که قسط‌هایم را می‌توانم مطمئنا پرداخت کنم. اولین فروشی هم که در اینستاگرام داشتم در خاطرم هست: یک روباه در خیابان پیروزی فروختم. یک اشانتیون هم در کنار خرید دادم. مشتری خوشحال شد و عکسش را در اینستاگرامش گذاشت. این تجربه خیلی لذت‌بخش بود. اولین سفارشات مربوط به مغازه دارها هم یک مغازه‌دار در کرج بود.

  • کانال‌های فروش محصولات سدار در حال حاضر چیست؟

الان فقط فروش آنلاین داریم. از طریق اینستاگرام و کانال تلگرامم  فروشگاه آنلاین سدار را معرفی می‌کنم و درآنجا کارها و قیمت‌ها قابل مشاهده است. سفارشات هم آنجا ثبت می‌شوند. تمام کارها در یک فضا انجام شود.

  • الان تمرکزت روی فروش آنلاین است؟

فروش آنلاین خیلی برای من خوب است. کارها عکاسی شده‌اند و بی‌دردسر نمایش داده می‌شوند. برای رفتن به جمعه بازار کلی نمونه باید با خودم ببرم و زمان زیادی کنار کارها بمونم. این‌که در خانه باشم و کارهام را بفروشم خیلی برایم راحت‌تر است.

  • دو ماه است که کارت را شروع کردی و در این مدت اینستاگرام تو رشد خوبی داشته است. دلیلش چیست؟

این که بقیه همدیگر را معرفی می‌کنند و من شیطنت‌هایی نیز انجام دادم. به همراه خریدها اشانتیون هم می‌دادم. مثلا دیجی کالا هم ارسال رایگان برای خرید بالای صدهزار تومان در نظر گرفته است. اگر مشتری خریدی کرد که مشکلی داشته با هزینه‌ی خودم کار تعویض آن محصول را انجام دادم. مشتری مداری خیلی مهم است و چه طور کنار آمدن با او. همین مشتری به خاطر این برخورد من را در صفحه‌اش تگ می‌کند و همان‌جا برای این کار از من تشکر می‌کند. و این‌ها باعث شده که مشتری‌هایم اضافه شوند.

  • درباره‌ی سختی‌های کارت هم بگو. در حال حاضر به درآمد رسیدی و کار برایت لذت‌بخش شده است.

الان هم سختی‌های خودش را دارد. البته دیگه فشار مالی مثل قبل نیست که درمانده بشوم که حالا باید چه ‌کار کنم. با خاطر آسوده تری پیش می‌روم. البته باید نیروهای بیشتری جذب کنم و کار بزرگتر شود. الان سختی لذت بخش شده است. برای انجام رساندن سفارشات کار می‌کنم ولی قبلا آمده می‌کردم به این امید که فروش برود. سختی اوایل کار زیاد بود. از صبح به کارگاه میرفتم، قالب را خودم می‌ساختم،  پس از خشک شدن قالب سیلیکون کار را می‌ساختم، و چند روز طول می‌کشید تا این قالب مادر آماده شود. حالا کار آماده شد کجا بروم برای فروش، جمعه بازار می‌توانم جا پیدا کنم یا نه و مشکلات مشابه. ولی الان فقط سختی‌های تولید وجود دارند.

 

  • الان سفارشات از تولید جلو افتاده‌اند؟

بله. البته باید مواظب بود که یکی از دیگری جلو نیافتد، خصوصا سفارش از تولید. مشتری‌هایت را از دست می‌دهد. باید همیشه مشتری مدار بود.

  • الان تنها کار میکنی؟

تنها شروع کردم. البته اوایل که می‌خواستم کار سرامیک شروع کنم، چند نفر از دوستانم نیز گفتند که با هم کار کنیم. به دلیل سختی‌هایی که داشت، و نبود درآمد بیشتر از یک ماه طول نکشید. همه پراکنده شدند و سراغ کارهای دیگری رفتند. به تنهایی شروع کردم و کارگاه را تجهیز کردم. الان که سفارش میگیرم و سرم شلوغ شده است، برادرم نیز ملحق شده است.

  • الان کارهایت استایل خاص خود را دارند و شبیه تصویرسازی هستند. چگونه به این سمت رسیدی؟

اکثر کارها گلدان هستند. جمعه بازار خیلی کمکم کرد. جمعه بازار مثل یک نمایشگاه می‌ماند. من میبینم که این فردی که به نمایشگاه می‌آید چه چیزی می‌خواهد. در ابتدا کارهایی ساده تولید میکردم و می‌خواستم این کارها یک لبخندی به لب افراد بیاورد. و دیدم اکثر مشتری‌های من خانم‌ها هستند و علاقه‌ی خاصی به سبیل و کارهای فانتزی دارند. در ابتدا گلدان‌هایی ساده با چهره‌های مختلف که احساسات متفاوتی را به نمایش می‌گذاشتند، تولید کردم. بعد سبیل اضافه کردم. ومتوجه شدم خوب فروش می‌رود. تنوع سبیل‌ها را افزایش دادم. اضافه کردم. مردم به طور کلی جنس فانتزی دوست دارند و انرژی می‌گیرند. هر خانمی که در جمعه بازار از کنار کارهای من رد می‌شود با دیدن کارهای من «عزیزم!» می‌گوید. حتی اگر کار را نخرد آن را بر می‌دارد، نگاه می‌کند و یا به فرد همراه خود نشان می‌دهد. این جذاب بودن برایم اهمیت زیادی دارد. خصوصا اینکه کارها کاراکتر دارند.

  • ایده‌ی کارها چطور به ذهنت می‌رسد؟

اکثرا خارجی هستند. مثلا این نمونه‌ی خارجی یک صورتک خواب بود. من سبیل اضافه کردم، برایش لپ قرمز گذاشتم. یا تصویر عروسکی را در اینترنت دیدیم با تغییراتی سفالی آن را ساختم.

دمای پخت کار را جوری میزنم که استحکام خوبی داشته باشد. و نحوه و غلظت لعاب هم اهمیت دارد.

  • دلیل این تجربه کردن کارهای مختلف و تنوع زیاد چیست؟ برای یافتن کانال بهتری برای فروش یا بحث تجربه‌ی ساخت است؟

شیطنت تجربه‌ی ساخت خیلی هست. اکثر کسانی که درگیر سرامیک هستند دغدغه‌ی لعاب دارند. افراد کمتری روی فرم کار می‌کنند. من فرم و لعاب را با هم ترکیب کردم. چند نکته‌ اینجا اهمیت پیدا می‌کنند: من باید از این کارها درآمد داشته باشم، یکی دیگر این‌که کارگاه و کوره‌ی من کوچک است و کارهای با ابعاد بزرگ نمی‌توانم تولید کنم بنابراین بر ساخت کارهای کوچک تمرکز کرده‌ام. البته گاهی یک کار بزرگ و لوکس انجام می‌دم، مثلا برای یک بار استفاده از کوره یک مجسمه‌ی بزرگ می‌سازم. با این کار می‌توانم بازه‌ی بزرگ‌تری از مشتری‌ها را جذب کنم. وقتی من کار فانتزی ارائه می‌کنم، گالری‌دار سمت من نمیاد. با این روش هم مغازه‌دار و هم گالری‌دار جذب کارهای من می‌شوند. به محصولاتم سوت، تیرکمان و از این دست کارها نیز اضافه کردم که علاوه بر خانم‌ها، آقایان نیز مشتری من باشند. اضافه کردن محصولات نوستالژیک،

  • چشم‌اندازت چیست؟ سدار در دو سال آینده کجاست؟

در چند ماه آینده اسم این برند از «محصولات دست‌ساز سرامیکی سدار» به «محصولات دست‌ساز سدار» تغییر خواهد کرد. من وارد کار چوب، شیشه و چرم خواهم شد. چون پتانسیل فروش دارد و برای من نیز خوب است. با این کار می‌توانم تیم و کارم را گسترش بدهم. کارگاه بزرگ‌تر خواهد شد. نمی‌خواهم تمام وقتم را برای این کار بگذارم و می‌خواهم دنبال اهداف دیگرم بروم.

  • در آینده کانال فروش را تغییر میدهی؟ دوست داری فضای فیزیکی برای فروش در نظر بگیری؟

احتمالا این اتفاق بیافتد. دردسر آنلاین خیلی کم‌تر است. راحت از خانه این کار را انجام می‌دهم. من قبلا تجربه‌ی دستفروشی داشتم. اولین هفته‌ای که فروش آنلاین را آغاز کردم فروشم حدود ۶۰۰ هزار تومان بود. در جمعه بازار باید التماس می‌کردم که مشتری برای محصول ۱۰ هزار تومان پرداخت کند ولی در فروش آنلاین قیمت را من ۲۵ هزار تومان اعلام کردم، مشتری کار را انتخاب می‌کند و برای او ارسال می‌شود.

  • احتمالا فقط فروش آنلاین را گسترش بدهی.

صد‌ در صد باید این اتفاق بیاقتد. وقتی آنلاین همچین فروشی دارد، احتیاجی به مغازه نیست. فروش عمده‌ به مغازه‌دارها هم  آنلاین صورت می‌گیرد. مغازه‌دار کار را در صفحه‌ی اینستاگرام من می‌بیند، قیمت عمده‌ را توافق می‌کنیم و کار را ارسال می‌کنم. فعلا گسترش همین بخش کافی‌ است. فعلا نمی‌خواهم دردسرهای اداره‌ی فروشگاه فیزیکی را اضافه کنم و زمانی زیادی را صرف آن کنم. فروشگاه آنلاین من ۲۴ ساعته باز است و حتی نیمه شب نیز فروش دارم. برای من تجربه‌ی لذت‌بخش است.

  • تا به حال پیش آمده است که با یک فرد غریب رو‌به‌رو بشوی که سدار رو بشناسد؟

بله. کار من را یکی از دوستان خریده بود. دوست مشترک ما هم در اینستاگرام کارها را دیده بود ولی نمی‌دانست کارها برای من است. مشغول صحبت راجع به سدار بودند.

  • برند تو در ذهن مشتری‌ها چیست؟

اکثرا به عنوان یک کار جدید می‌شناسند. به مشتری‌هایم پیشنهاد می‌دهم که اگر کاری خارجی را دیدند که دوست داشتند، چون دسترسی به آن نمونه خارجی ندارند، به من سفارش بدهند تا برایشان آماده کنم. شاید کاملا شبیه نتوانم بسازم ولی شبیه آن را آماده می‌کنم. یا این‌که طرح خودشان را برایم توضیح می‌دهند تا بسازم. یک برندی هست که هرکاری که بخواهی برایت می‌سازد.

  • توی فضای کارهای هنری خیلی دیده می‌شود که هنرمند تلاش و تاکید می‌کند که کارایده‌ی خودش است. ولی تو اصلا این طور نیستی.

کار جدید در ایران ساختن ریسک است. اگر یک کار من موفق شود، سریع آن ایده را جای دیگر با قیمت پایین‌تر وارد بازار می‌کنند. از طرفی وقتی یک نمونه خارجی موفق بوده و بازار خودش را دارد من با الهام از آن کار جدیدی را می‌سازم که مطمئن هستم فروش می‌رود.

  • آیا ناراحت می‌شوی وقتی که کارت را کپی‌ می‌کنند؟

ناراحت نمی‌شوم. چون من به سراغ ایده‌ی بعدی رفتم و این افراد باید منتظر بمانند تا کار جدید من به بازار بیاید. البته در مرحله ساخت کارهایی انجام می‌دهم که کپی کردن را تا حدود برای آن‌ها سخت‌تر کند. یا مراحل مونتاژ را پیچیده‌تر می‌کنم.

  • راضی هستی از این‌که برای خودت کار می‌کنی و به سراغ کارهای استخدامی نرفتی؟

راضی هستم و خیلی تلاش کردم تا به آن سمت نروم. بارها به بی‌پولی شدید خوردم. و به من پیشنهاد می‌دادند که بیا در این کافی‌شاپ کار کن، یک میلیون در ماه بیا این شرکت کارهای فتوشاپ انجام بده و از این دست پیشنهادات. خیلی راحت می‌توانستم مخارج زندگی و کلاسهایم را تامین کنم ولی این کار را نکردم. گفتم باید کار خودم را راه‌اندازی کنم. کاری که جای پیشرفت ندارد و منت کارفرما وجود دارد. پیشرفت این کار به خودم بستگی دارد. ماه اول کار با کوره را به خوبی بلد نبودم و نهایت درآمدم حدود ۶۰۰ هزار توامن بود ولی ماه بعد حدود سه میلیون تومان شد.

  • به کسی پیشنهاد می‌کنی کارآفرینی کند یا این‌که جایی استخدام شود- حتی یک جا با حقوق خوب؟

بستگی به آن فرد دارد. علاقه‌اش چیست و چقدر حاضر است برای آن کار تلاش کند. مثلا شخصی دوست دارد کارگاه اختصاصی خودش را داشته باشد ولی برای رسیدن به آن حرکتی نمی‌کند و حاضر نیست تلاش کند. شاید ذهنش درگیر آن باشد و بتواند ساعت‌ها صحبت کند ولی هیچ استارت کوچکی برای نمی‌زند. برای چنین فردی کار استخدامی بهتر است. اولین توصیه‌ی من برای کسی که می‌خواهد کار تولید را شروع کند این است که کار را بخر و بعد بفروش. تولید نکن. اگر دیدی این‌کار-این حوزه- فروش دارد، بعد شروع کن. ببین با رقیب‌هایت می‌توانی رقابت کنی. من رقیب‌های بزرگی داشتم- کوره‌های بزرگ همدان با لعاب‌های آن‌چنانی- و نمی‌توانستم با آن‌ها رقابت کنم. ولی آن‌ها هم الان نمی‌توانند با من رقابت کنند. من دارم کارهای جدید تولید می‌کنم. باید نسبت به چیزی که در بازار هست واقف بود.

  • در حوزه‌ی کسب و کار مفهومی به اسم MVP داریم. یعنی حداقل‌های لازم برای راه‌اندازی کسب وکار. تا بتوانی از مشتری بازخورد بگیری.فکر می‌کنم تو هم این طور کارت را شروع کردی.

دقیقا. پرفروش‌ترین کار من روباه و سبیل ‌ها هستند. اولین کاری که در جمعه بازار فروختم روباه بود. و فقط یک دانه از آن کار داشتم و بقیه‌ی جنس‌ها سبیل بود. از روباه غافل شدم. فقط سبیل مانده بود و من نمی‌دانستم روباه چقدر طرف‌دار دارد. هفته‌های بعد دوباره سبیل آوردم و نمی دانستم آن روباه که اولین جنس فروخته شده بود، پرفروشترین است. چند هفته بعد دوباره تصمیم گرفتم چند روباه و فیل تولید کنم. تمام روباه‌ها فروخته شد. هفته‌ی بعد روباه را بیشتر کردم. فیل و برخی مدل‌های سبیل حذف شدند. اسب دردسر ساختش بیشتر است و فروشش کمتر در نتیجه حذف شد؛ البته اگر کسی سفارش بدهد می‌سازم. بنابراین سنجش بازار خیلی مهم است.

  • باید از بازار بازخورد گرفت. تولید کم، بازخورد و اصلاح.

جنس مشابه را آماده پیدا کند، بفروشد و ببیند مشتری دارد یا نه. بعد تولید را شروع کند.

  • آموزش داری؟

فعلا نه. شاید بعد از عید. چند نفر تا به الان برای آموزش سوال کرده اند.

 

  • صحبت دیگری هست که بخواهی اضافه کنی؟

راه انداختن کار خیلی سخت هست ولی مهم‌تر ازآن تفکر است. این‌که بدانی دقیقا چه کاری را شروع می‌کنی. و برای هر قدمم فکر می‌کنم که خب به درد کار من می‌خورد یا نه.

محصولات سرامیکی سدار را می توانید از طریق فروشگاه اینترنتی این برند خریداری نمایید.

cedarhandmade.ir

مقاله‌های مرتبط:

نوشته قبلی نوشته بعدی

شاید بخواید این مقالات هم بخونید

بدون دیدگاه

یک دیدگاه ارسال کنید

می‌خوام فروشگاه شخصی داشته باشم!

اگه محصولی برای فروش دارید، صنایع دستی، پوشاک، دست‌سازهای هنری و حتی ابزار آلات! فرقی نمی‌کنه...

با سرویس هونریا می‌تونید برای خودتون یه فروشگاه کاملا رایگان و بدون تبلیغ با امکان مدیریت سفارش‌ها و کاملا تحت کنترل خودتون داشته باشید. ساخت فروشگاه هیچ هزینه‌ای نداره و در کمتر از دو دقیقه می‌تونید اولین محصول رو اضافه کنید و برای فروش بگذارید.

بریم برای ساخت فروشگاه شخصی با هونریا!